بيان مسئله

محقق در بيان مسئله هدف خویش را بیان می‌کند ؛ یعنی چه چیزی می‌خواهد بگوید یا چه چیزی را می‌جوید. بیان مسئله، ظریف‌ترین، حساس‌ترین و شاید بتوان گفت که مشکل‌ترین بخش از فرآیند تحقيق را تشکیل می دهد. پژوهش‌گرانی که بر مسئله تحقيق اشراف داشته باشند و بتوانند آن را به خوبی تجزیه و تحلیل کنند، به یقین در انجام پژوهش های کیفی، توفیق بیشتری خواهند داشت. عدم دقت در روشن‌سازی کامل مسئله تحقيق ، این احتمال را به وجود می آورد که تلاش های پژوهش‌گر، در مسیر انحرافی بیفتد؛ مثل این که به جای بررسی «علت ها»، به شناسایی «عوامل» بپردازد؛ بی آن که به تفاوت بسیار حساس بین آن دو هدف، توجه شود و یا به جای «انگیزش»، «علاقه‌مندی» را که می تواند با آن متفاوت باشد، مورد مطالعه قرار دهد.

بیان مسئله تحقیق شامل: تعریف مختصر از موضوع مورد بحث تحقيق و بیان وسعت ،شدت و بار مسئله تحقیق (مي بايستي مستند باشد)، ذکر نیازهای مرتبط با مسئله و ابعاد مسئله­آمیز آن، عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر مسئله و پیامدهای حاصل از مشكل و اقداماتی كه در حال حاضر برای حل مشكل انجام می شود و تفاوت آن با اقدامات قبلی می پردازد. 

بیان مسئله باید كوتاه و مختصر و كامل باشد ، با عنوان تطبیق داشته باشد ، از ارائه جدول و نمودار خودداری شود ، بیان احساسات  ، مطالب بدیهی، کلی­گویی و تکرار مطلب و همچنین مقدمه چینی برای بیان مسئله لازم نیست و مطالب همراه با منابع ذكر شود. 

همچنين محقق از طريق دقت بيشتر و شناسايي كامل مسئله توفيق حاصل مي كند تا:

  • •         داده هايي را كه به طور كامل با مسئله ارتباط دارند، گردآوري نموده و از پي جويي اطلاعات نا مربوط پرهيز كند.
  • •         در تعيين هدفهاي تحقيق دقت بيشتري معمول دارد.

از طريق متمركز شدن كوششهاي مطالعه برمسئله اصلي از هدر دادن وقت جلوگيري مي شود. به هر حال بيان مسئله و توضيح آن، با هدف روشن سازي دقيق مشكل اصلي تحقيق و جلوگيري از تداخل مسايل ديگر در آن انجام مي پذيرد.

انتخاب یا بیان مساله ( اجتماعی ) قابل تحقیق:

- یک واقعیت اجتماعی دارای دو چهره است. 1- پدیده اجتماعی . 2- مساله اجتماعی

پدیده اجتماعی از لحاظ ریاضی به سمت بی نهایت نیل می کند . با از بین رفتن افراد، از بین  نمی روند. اگر در یک جامعه ای هیچ مثالی برای یک پدیده وجود نداشته باشد این به منزله کتمان یا انکار پدیده بودن آن واقعیت نیست. پدیده اجتماعی چه مصداق داشته باشد چه نداشته باشد وجود دارد.

پدیده اجتماعی زمانی قابلیت تحقیق پیدا می کند که تبدیل به مساله اجتماعی شود و هر پدیده ای به صورت بالقوه قابل مطالعه است ولی ما آنهايی را مطالعه می کنیم که به مساله تبدیل شده باشند.

برای انتخاب مساله باید شرایطی را در نظر داشت:

مساله اجتماعی چیزی نیست که مستقل از ذهن وجود داشته باشد و فکر کنیم که دیگران نیز در هر شرایطی که باشند آن را خواهند دید یا آن را احساس خواهند کرد، بلکه مساله اجتماعی چیزی است که ساخته می شود ، ادعایی است که بایستی تلاش کرد تا دیگران آن را باور کنند و تا وقتی آن را باور نکنند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. کما اینکه قرنها بشر در فقر زندگی می کرد لیکن باور نداشت که فقر یک مشکل اساسی است. بنابراین فقر بخشی از واقعيت اجتماعی بود و مساله اجتماعی نبود.

مساله اجتماعی مشکلی نیست که شایع باشد ، بلکه در اذهان عمومی بایستی قابل حل باشد و اداره ای جمعی نیز برای مواجهه با آن وجود داشته باشد و اگر هر یک از این ویژگیها وجود نداشته باشد ، چیزی به نام مساله اجتماعی وجود نخواهد داشت(لوزیک،1383: 11)

ما زمانی واژه مساله اجتماعی را به کار می بریم که نشان دهیم چیزی اشتباه است . این یک ادراک عمومی است. زمانی ما واژه مساله اجتماعی را به کار می بریم که با زحمتی روبه رو شویم. (لوزیک،1383: 23)

دومین نکته در تعریف مسائل اجتماعی، دشواری و جدی بودن مساله است. مساله اجتماعی باید ناظر بر شرایط شایع و گسترده ای باشد، بدین معنا که در برگیرنده و آسیب زننده به تعداد بسیاری از افراد باشد و صرفا مشکل تعداد اندکی از افراد نباشد.

 سومین نکته در تعریف مساله اجتماعی آن است که همیشه در تصور مساله اجتماعی یک مقداری دید خوشبینانه وجود دارد. شرایطی مساله اجتماعی نامیده می شود که این تصور درباره آن وجود دارد که می شود و امکان دارد آن را تغییر داد. شرایطی که به نظر ما تحت تاثیر انسانها ایجاد شده و بنابراین به وسیله خود انسانها نیز می شود آن را تغییر داد (لوزیک،1383: 24).

پس مساله اجتماعی به شرایطی اطلاق می شود که غلط ، مشکل زا، شایع و قابل تغییر باشد.

یک مساله خوب مساله ای است که بتوانیم آن را عملی کرد و جنبه فلسفی نداشته باشد.

از آنجایی که تعیین موضوع در کار تحقیق دارای اهمیتی ویژه است برای آن چند ویژگی را قائل

 شده ایم:

- بدیع و دارای جهاتی از ابتکار و خلاقیت باشد.

- پاسخی اساسی به نیازهای آنی یا کنجکاویهای بزرگ علمی فراهم آورد.

- از فلسفه اجتماعی بدر آید و تحقیق جامعه شناختی را طلب کند و یا به عبارت دیگر ، قابل بررسی علمی باشد.

- از بدیهیات دور ماند و پاسخی اصیل برای مسائل اساسی جامعه فراهم آورد، تحقیقی که در ان سوالها و یا سوال اساسی امور یا امری بدیهی باشد، مقبول نیست.

- تا آنجا که ممکن است روشن و دور از هر گونه ابهام باشد.

- موضوع هر تحقیق اجتماعی با ید تا انجا که ممکن است محدود گردد . بنابراین ف هر تحقیق اجتماعی ، نیازمند آنست که موضوع دقیق ، مشخص و تا حد امکان محدود داشته باشند( ساروخانی ،1385 : 145- 144 ).

 در نهایت در نقل قول از کرلینجر در باب طرح مساله باید گفت که « مسائلی که بصورت سوال مطرح می شوند ، قابلیت تجزیه و تحلیل و تبیین علمی بیشتری دارند. اگر مساله ای را بصورت پرسش مطرح کنیم ، می توانیم فرضیه های جالب تر و علمی تری برای مطالعه آن تهیه کنیم، در مدت کوتاه تری نیز به نتیجه برسیم( نبوی،بی تا : 72).

 

1-1.محدوده موضوع: 

در طرح موضوع مورد مطالعه محدوده موضوع نيز به طور روشن و بوضوح مشخص مي‌شود و اين يكي از مسائلي است كه بسيار حائز اهميت است زيرا انجام تحقيقي كه محدوده و چهارچوب مشخصي نداشته باشد عملاً امكان پذير نيست و چنانچه موضوع را بدون در نظر گرفتن جامعه آماري و حد و مرز معيني مورد مطالعه قرار دهيم نتايج بدست آمده اعتبار علمي نخواهد داشت . مثلاً چنانچه ما عنوان كنيم كه قصد مطالعه مشتريان نمايندگيهاي تهران را داريم موضوع مورد مطالعه ماگسترده و درعين حال بسيار مبهم است زيرا معين نشده است كه مطالعه ما در ارتباط با چه ويژگي از جامعه مشتريان است و كداميك از نمايندگيها يا كدام بخش از نمايندگي را در بر مي‌گيرد و آيا مطالعه ما تنها مربوط به جامعه مشتريان مرد مي‌شود و يا زنان و يا هر دو را در بر مي‌گيرد؟ و ابهامات ديگر از اين قبيل…بنابراين مشاهده مي‌شود كه ابهامات و سئوالات بيشماري در مورد چنين موضوع مطرح مي‌شود كه جواب به تمام آنها از جانب محقق قبل از شروع تحقيق ضرورت كامل دارد .مشخص و محدود كردن دقيق جامعه مورد مطالعه و تعيين چارچوب موضوع, گذشته از آنكه نتايج بدست آمده از تحقيق را قابل قبول و معتبر مي‌سازد , محقق و پرسشگران و ساير افرادي را كه در پژوهش شركت دارند را از سردرگمي و ابهام و ترديد رهايي مي‌دهد