سنجش روايي(اعتماد) و پايايي(اعتبار) شاخصها

اندازه گيري از دو بعد مورد بررسي است :  1- سطوح اندازه گيري 2 – كيفيت اندازه گيـري.تعريف متغيرها : به هر صفتی كه بتواند بیش از یك مقدار یا حالت داشته باشد یعنی قابل تغییر باشد متغیر گفته می شود. متغيرها عواملي هستند كه برپديده ها و بر يكديگر تاثيرمي گذارند.  چنانچه اهداف تحقیق مد نظر قرار گیرند چند گونه متغیر خواهیم داشت: 

1-     متغیرهای اسمی: برخی از متغیرهای اسمی فقط به دو قسمت قابل تقسیم اند. مانند جنسيت.

2-    متغیر های ترتیبی: این نوع متغیر را محقق به دو یا چندین قسمت تقسیم کرده و آنها را رده بندی می نماید. مانند: تحصیلات

3-    متغیر مستقل: آن متغیری است که محقق تاثیر آن را بر سایر متغیرها مورد سنجش قرار می دهد.

4-    متغیر وابسته: آن متغیری است که متغیر مستقل بر روی آن اثر می کنند.

       5 – متغیر زمینه ای (جمعیت شناسی یا دموگرافیک):در مطالعات بر روی جوامع انسانی برخی متغیرهای وابسته به جمعیت حضور دارند که سنجش آنها به نحوی مورد استفاده ما خواهد بود. این متغیرها خصوصیات جامعه مورد مطالعه را به نحو  مطلوبی توصیف می کنند.مانند: ميزان درآمد.

    6- متغیر مداخله گر: آن متغیری است که بر روی رابطه علت معلولی بین دو یا چند متغیر تاثیر می گذارد و باعث قوی یا ضعیف شدن رابطه بین متغیرها از حد واقعی آنها می شود.

اما شکل ديگركه بر اساس خصوصیات متغیر تقسیم بندی صورت مي گیرد:

 متغیر کمی: و آن متغیری است که با عدد نمایش داده می شود. بدیهی است این متغیر همچون تقسیم بندی معمول در اعداد به دو دسته متغیر گسسته و پیوسته تقسیم خواهد شد که متغیر پیوسته مقادیر کسری را هم می پذیرد ولی گسسته این امکان را ندارد.

متغير کيفی: این متغیری است که کیفیت صفات با آن معرفی می شود.

 متغیر مرکب: متغیری را که از ترکیب دو یا چند متغیر به وجود می آید می نامند . در همین جاست که تعریف متغیر آنهم به شکل عملی یا کاربردی ضرورت پیدا می کند. تعریف عملی باید بر اساس ملاکهایی صورت بگیرد که مهمترین آنها عبارتند از:

قابلیت انجام داشته باشند ، دقیق و مشخص باشند ، قابلیت اندازه گیری داشته باشند.

كيفيت اندازه گيري به دو چيز بستگي دارد:   1 –  اعتماد  reliability   2– اعتبار validity          

 وقتي از اعتبار صحبت مي كنيم از صحت و درستي يك اندازه گيري بحث مي كنيم و وقتي از اعتماد صحبت مي كنيم از دقت و تكرار پذيري يا بازيافت بحث مي كنيم .

اعتماد: بايد مطمئن گرديم مي توانيم به پاسخ هايي كه مردم به پرسش هاي ما داده اند اعتماد كنيم پرسشي كه مردم امروز به گونه اي و فردا به گونه ديگر به آن پاسخ دهند پرسش بي فايده اي است ( اين همان مسئله اعتماد است). يك آزمون زماني داراي اعتماد است كه نمره هاي مشاهده و نمره هاي واقعي آن داراي همبستگي بالايي باشند، اعتماد در يك آزمون به دقت آن اشاره دارد . و يك آزمون در صورتي داراي قابليت اعتماد است كه اگر آن را در يك فاصله زماني كوتاه چندين بار انجام داديم . نتايج حاصل از آن به هم نزديك باشد .

روش هاي تعيين كننده اعتماد: 1 – آزمون – پي آزمون (آزمون – آزمون مجرد) 2 – فرمهاي موازي – باجايگزين  3 – روش دو نيمه كردن آزمون 4 – روش كودر – ريچاردسون 5 – آلفاي كرونباخ.

اعتبار: معتبر سنجه‌اي است كه همان چيزي را بسنجد كه مورد نظر ماست ( دواي 1384 : 63)

محاسبه اعتبار شرط ضروري براي محاسبه اعتماد است اول بايد اعتبار را چك كرد اگر اعتبار بود سراغ اعتماد مي رويم .

اعتبار را مي توان به 3 دسته كلي تقسيم كرد :

1 – محتوايي -   اعتبار نمونه گيري

2 – تجربي:    الف : پيش بيني     ب : توافق

3- سازه‌اي :   همگاريي ـ واگرايي ، تحليل عامل ، تمايز سني ، همسان دروني .

اعتبار محتوي: در اعتبار محتوي ما به دنبال مناسب بودن و صحت يك وسيله از نظر محتوي هستيم.

اعتبار نمونه گيري : با يك فرضي بنيادين شروع مي شود و آن اينكه هر مفهوم با صفت اجتماعي مورد مطالعه داراي بي نهايت معرف است هر مفهومي داراي جامعه آماري معرف ها است و به سوي بي نهايت ميل مي كند تا چه حد نمونه معرف ها نمونه برازنده اي يا نماينده بر حقي از جامعه آماري معرف ها است اگر يك وسيله اي نمونه معرفي باشد داراي اعتبار نمونه گيري است .

اعتبار تجربي (معيار ) : رابطه يك وسيله اندازه گيري را با نتايجي كه به دنبال دارد مورد توجه قرار مي دهد به عبارت دقيق تر اين سوال را بيان مي كند تا چه حد يك فرآيند اندازه گيري نتايج مورد انتظار را به دنبال داشته است .

اعتبار پيش بيني :  عبارت است از توانايي آزمايش با سنجش فرق گذاري بين افراد به عنوان يك ملاك آتي .

اعتبار توافق : مستلزم آن است كه ابزار پيمايش را با استفاده از روش ديگري كه به عنوان (( معيار طلايي )) براي سنجش متغيير مورد تائيد است قضاوت كنيم لازمه بنيادين آن است كه اين معيار به عنوان راهي مناسب براي اندازه گيري همان مفهوم مورد پذيرش باشد . اين مقدار آماري به عنوان يك ضريب همبستگي با آن آزمون محاسبه مي شود .

اعتبار سازه‌اي: رابطه يك وسبله اندازه گيري را با پيشينه تئوريك و يا فضا ياي تئوريك بحث مي كند به عبارت دقيق تر اعتبار ساده اي اين سوال را مطرح مي كند كه تا چه حد يك وسيله اندازه گيري منعكس كننده قضاياي تئوريك است هر چقدر اين انعكاس بالا باشد اعتبار ساده اي بالا است .

اعتبار سازه ارزشمند ترين و دشوارترين راه سنجش ابزار پيمايش است (( به عبارتي در اين شيوه ارزيابي  بر حسب مطابقت آن با انتظارات نظري صورت گيرد )) .

براي تعيين اعتبار سازه مي توان راههاي مختلف زير را بكار برد :

1. همگرايي و واگرايي: اين روش براين واقعيت تاكيد مي كند كه اندازه گيري يك صفت بر اساس دو روش بايد نتايج مشابه و نزديك به هم را به دنبال داشته باشد مثل پرسشنامه و مصاحبه.

و همبستگي يك صفت بر اساس دو روش بايد بزرگتر از همبستگي دوصفت  نزديك به هم براساس روش واحد با شد با اين نتيجه ادا مي كنيم وسيله ما از نوع سازه اي است .از طرفي ديگر ، آزمون مورد نظر بايد با آزمون هاي ديگري كه سازه هاي متفاوتي را اندازه گيري مي كنند همبستگي نداشته باشد كه اين نوع روايي را روايي واگرا يا روايي افتراق مي نامند .

2. تحليل عامل: جز خانواده آماري چند متغييره است از طريق آن مي توان تعداد و ماهيت متغييرهايي را كه يك آزمون اندازه گيري مي نمايد مشخص كرد .

در تحليل عامل برخلاف وگرسيون متغيير وابسته منتقل به آن صورت نداريم بلكه همبستگي همه متغييرها با هم ديگر به منظور كاهش داده و كاراتر كردن داده ها انجام مي دهيم .

3. تمايز سني : اگر يكي از ويژگيهاي انسان با بالا رفتن سن پيشرفت نشان دهد نمرات آزموني كه براي اندازه گيري اين ويژگي تهيه شده است بايد منعكس كننده اين مطلب باشد براي مثال عملكرد افراد در آزمون هاي هوشي با بالا رفتن سن بايد بهبود يابد.

4. همسان دروني : آخرين روش تعيين اعتبار سازه همسان دروني است .ساخت دروني آزمون در اين روش مورد بررسي قرار مي گيرد از لحاظ نظري نمرات خرده آزمون بايد با نمره كل آزمون همبستگي زيادي داشته باشد . زيرا فرض براين است كه همه آنها حوزه رفتاري واحدي را اندازه گيري مي كنند . از طرفي ديگر خرده آزمون ها نبايد با يكديگر همبستگي زيادي داشته باشند زيرا در چنين حالتي همه آنها يك چيز را اندازه گيري مي گيرند و تكراري خواهد بود ) .